كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
436
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
وَ ما كانَ اللَّهُ لِيُضِلَّ قَوْماً و نيست خداى كه قومى را ضايع و تباه گرداند يا ايشان را بگيرد چنانچه اهل ضلالت را بَعْدَ إِذْ هَداهُمْ پس از آنكه راه نمود ايشان را با سلام حَتَّى يُبَيِّنَ لَهُمْ تا وقتى كه روشن گرداند بر ايشان ما يَتَّقُونَ آنچه واجب است كه از ان پرهيز كنند و گفتهاند اين آيت در شان جمعى است كه قبل از تحويل قبله درگذشتند يا پيش از تحريم خمر ساغر اجل نوشيدند مىفرمايد كه بر ايشان از كارها كه كردهاند گرفت نيست إِنَّ اللَّهَ به درستى كه خداى بِكُلِّ شَيْءٍ به همه چيزها از احوال اوّل و آخر ايشان عَلِيمٌ داناست إِنَّ اللَّهَ به درستى كه خداى لَهُ مر او راست مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ پادشاهى آسمانها و زمينها پس هرچه خواهد كند بىمانعى و منازعى يُحْيِي زنده گرداند مردگان را وَ يُمِيتُ و بميراند زندگان را وَ ما لَكُمْ و نيست مر شما را اى مؤمنان مِنْ دُونِ اللَّهِ بجز خداى مِنْ وَلِيٍّ كارسازى وَ لا نَصِيرٍ و نه يارى و مددگارى و مىشايد كه خطاب با كفار باشد مىفرمايد كه خداى را پرستش كنيد كه شما را به غير وى متولى امرى نيست كه حكم عقاب از شما دفع كند و جز او يارى نى كه عذاب از شما بازدارد لَقَدْ تابَ اللَّهُ به درستى كه توبه پذيرفت خداى و بقبول توبه بازگشت عَلَى النَّبِيِّ بر پيغمبر خود به جهت اذن او مر منافقان را در تخلف يا بيان تبرئه ذمه حضرت پيغمبر ص مىكند از تعلق بذنوب كما قال ليغفر لك اللّه ما تقدم من ذنبك و ما تاخر تا آخر يا بعث است بر توبه يعنى هيچكس نيست كه محتاج به توبه و استغفار نباشد حتّى پيغمبر ص و اصحاب او چه هر كس را مقاميست كه مادون آن به نسبت وى منقص خواهد بود پس توجه بما دون گناهى هست كه از ان هم توبه لازم باشد و پيش بعضى و انى لأستغفر اللّه كل يوم سبعين مرة اشارت به اينست و نزد محققان اين معنى مناسب مرتبه حضرت رسالت منقبت ع نيست چه توجه آن حضرت ص به غير حق متصور نبوده پس سلمى رح مىگويد ذكر توبه نبى براى آن است كه مقدمه توبه امت باشد و توبه تابع به مقدمه تصحيح پذيرد و بر هر تقدير درپذيرفت خداى توبه را از پيغامبر وَ الْمُهاجِرِينَ وَ الْأَنْصارِ و از مهاجران و از انصار رض يعنى جمعى از ايشان كه كاره بودند مر غزوه تبوك را بطبع نه بعناد الَّذِينَ اتَّبَعُوهُ آنان كه پيروى كردند مر پيغمبر ص را فِي ساعَةِ الْعُسْرَةِ در زمان عسرة و تنگى لشكر تبوك را جيش العسرة مىگفتند به جهت آنكه عسرت عظيم بود هم در مركب كه هر ده تن يك شتر داشتند و هم در توشه كه هر دو كس روزى به يك خرما بسر مىبردند و هم در آب كه با وجود قلت مراكب شتر را مىكشتند و بر طوبات اجواف و امعاى آن دهن خويش را تر مىساختند و هوا بهغايت گرم مىگذشت پس حق سبحانه صفت ايشان مىكند كه درين زمان تنگى متابعت پيغمبر ص مىكردند مِنْ بَعْدِ ما كادَ از پس آنكه نزديك بود كه از غايت عسرت يَزِيغُ ميل كند و از جاى برود قُلُوبُ فَرِيقٍ دلهاى گروهى مِنْهُمْ از ايشان يعنى كار بدان رسيده بود كه جمعى از جهاد بازگردند يا از متابعت رسول ص دست بازدارند بهواسطه شدّت و مشقت ثُمَّ تابَ عَلَيْهِمْ پس خداى درگذاشت از آنكه قلوب ايشان از ثبات بر ايمان ميل كرده بودند إِنَّهُ بِهِمْ به درستى كه خداى بر ايشان رَؤُفٌ بسيار رافت است چون توبه كردند رَحِيمٌ مهربانست بتفضل بر ايشان .